تبليغاتX
.: مهیار هادی زاده :.
آن خاطرات آبیت کو ؟
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385
خیلی منتظرش بودم. خیلی منتظر بودم که حسین زمان دوباره بخواند. چهارسالی انگار طول کشید تا دوباره خواند و خواندنش ، شد مصداق همان حرف همیشگی مادر که آرزوی هر چیز از خودش زیباتر است.
اول از همه از جلد آلبوم شروع کنم که دوستش ندارم. رنگ کسل کننده ای است ، این زرد مایل به قهوه ای.اساسا شرکت سروش همیشه در طراحی جلد آلبوم ها کمیتش لنگ می زند. اما نام آلبوم ، انتخاب درستی است ، در واقع بهترین انتخاب ممکن از میان سایر گزینه هاست.
ترانه اول آلبوم (سرگردونی) را اولین بار در برنامه هفتگی محمد صالح علا شنیدم ، در رادیو پیام. همان یک بار هم گویا پخش کرد. صدا را شناختم ، اما خواننده را نشناختم. خواننده ، هر کسی بود جز حسین زمان که همیشه میان ترانه هایش حرفی داشت و لاجرم دردی. حقیقتا شوکه شدم. چیزی بود شبیه آن چه امید در آلبوم کلبه عشق خوانده بود. از آن کارهایی که در سال ۷۵ مخاطب داشت و در سال ۸۵ لاجرم ، کوچه بازاری می خوانیمشان ، هرچند که نه پسند کوچه است این روزها ، نه بازار. ترانه دوم (ایران ایران) ، بازخوانی ترانه قدیمی مازیار است. مثل اغلب بازخوانی های این روزها ، هیچ نام و نشانی از خواننده اصلی به میان نیامده است. هر چند به پای نسخه اولیه نمی رسد اما مجموعا کار قابل قبولی است. روایت متفاوتی است با صدای محزون حسین زمان در مقایسه با صدای بم مازیار. ترانه سوم (عسل) ملغمه عجیبی است که طبق آن چه در جلد آلبوم امده است سروده اکبر آزاد است و با صدای حسین زمان ، این که این ادعا چقدر قابل پذیزش است ، من قضاوت نمی کنم. هراس ، اوج و فرود فراوان دارد اما قابل تحمل است.
روی ب ، با ترانه (قصه نگفته) آغاز می شود. ترانه از افشین سرفراز است که خاطره ترانه های زیبایش در آلبوم شب دلتنگی در حافظه جمعی ما جا خوش کرده است. افشین ، برادر اردلان سرفراز است و جز این قرابت خونی ، در عاطفه و جنس کلام هم بسیار به او نزدیک است. ترانه قصه نگفته ، شروع دلنشینی دارد که در میانه ها به ابهام می گراید و در پایان به کلیشه نزدیک می شود. حسن کار در این است که زمان ، ترانه را خوب فهمیده و درست خوانده. ترانه (هبوط) را سهیل محمودی سروده و پیش از این ، در آلبوم منتخب ستارگان عشق ، توسط همین شرکت سروش منتشر شده بود. البته همان موقع ، بحث هایی میان خواننده و شرکت سروش درگرفت و زمان مدعی شد که این کار بدون اجازه او صورت گرفته است. ترانه هبوط ، بی شک بهترین ترانه این آلبوم است و یکی از بهترین ترانه هایی که حسین زمان تا کنون خوانده است. کودک فردا ، عجیب ، گنگ و مبهم است.مخاطب ترانه و پیام ترانه انگار معلوم نیست. خواننده چیزهایی می گوید اما نمی دانیم با کیست و مقصودش چیست. جاهایی عاشقانه می شود و چند جا هم گوشه کنایه های سیاسی می زند. آخرین ترانه آلبوم را رضا اشعاری سروده است.دریا ، کار خوبی است. جنس کلام به صدای حسین زمان بسیار نزدیک است. زمان هم موقع خواندن ، ادا در نمی آورد. ترانه را با غم می خواند اما طوری که ما باور می کنیم خواندنش را ، آن جا که می گوید : (دریا شب مهتابیت کو ؟ آن خاطرات آبیت کو ؟).
قصه نگفته ، آلبوم قابل تحملی است. نوشتم قابل تحمل ، نه قابل قبول. آلبومی نیست که مثل قصه شب ، بتوان سفارش کرد به کسی. آلبومی نیست که مثل شب دلتنگی رغبت کنی از قفسه برداری و در لحظه های دلتنگی گوش دهی. حتی مثل مشق عشق هم نیست که خرسند باشی از خریدنش. اما یک حسن دارد میان این همه ضعف که برایش گفتم. اوضاع و احوال زمانه اش را خوب نشان می دهد این آلبوم. بی تفاوتی و بی دردی و سطحی نگری غالب بر زمانه اش را خوب نشان می دهد.
این که چرا حسین زمان از قصه شب به قصه نگفته رسید ، حرفی و بحثی است که مجال دیگر می طلبد. فقط می مان این گلایه از حسین زمان که چرا قدر اعتبار خود را ندانست و قدر خاطرات ما را. همین حرف در گلو مانده بود که آقای زمان چرا با خاطرات خوب ما چنین کردید؟
Posted by مهیار هادی زاده @ 13:26 |
Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> .: مهیار هادی زاده :.
<-PostTitle->
<-PostDate->
<-PostContent->
ادامه مطلب
Posted by <-PostAuthor-> @ <-PostTime-> |