گفتنی ها کم نیست
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385
گیرم که تکراری باشد ، گیرم که ده ها نفر نوشته اند و صدها نفر شنیده اند و هزاران نفر خوانده اند. گیرم که ملال آور باشد برای بعضی. گیرم که مرور آن هشت سال و آن همه بحران و آن همه اتفاق که افتاد ، چنگی به دل هیچ کس نزند. گیرم که خیلی ها نخواهند خیلی چیزها را به یاد بیاورند. باشد ! غمی نیست ! اما اجازه دهید ما را که یادمان بماند و به خاطر بسپاریم.
بگذارید یادمان بماند آن سال پر هیاهوی ۷۷ را و آن داستانکی را که در نشریه دانشجویی موج به چاپ رسید و گروهی از لا به لای خطوط آن ، توهین به صاحب الزمان را برداشت کردند و آن نشریه را که شمارگانش به ۱۵۰ نسخه هم نمی رسید ، به صدر اخبار کشاندند و بحرانی آفریدند و خواستند کار را تا عذرخواهی و برکناری رئیس دولت هم ادامه دهند که نهیب رهبری آمد و مانع شد.
بگذارید یادمان بماند اردیبهشت ۷۹ را. بگذارید یادمان بماند آن شب را که حیرت زده پای رسانه ملی نشستیم و اکبر گنجی و عزت الله سحابی و مهرانگیز کار را دیدیم و آن برهنگی ها دیدیم و آن رقص و پایکوبی ها که وصله کرده بودند انگار به تصاویر سخنرانی جمیله کدیور و محمود دولت آبادی. بگذارید یادمان بماند که شرکت در چنان مجلسی ، گناهی نابخشودنی بود آن روز و کار به محاکمه و کیفرخواست کشید.
بگذارید یادمان بماند سال ۸۱ را و آن کاریکاتور قرن هجدهمی را که در روزنامه حیات نو چاپ شد و باز عده ای منتسب کردندش به بنیان گذار جمهوری اسلامی و در شمارگان گسترده ، تصویر را چاپ کردند و در نماز جمعه هم پخش کردند و کفن پوش به خیابان آمدند. یادمان هست که از قضا ان روز کسی به عذرخواهی مدیر مسئول رضا نبود و گر نه هادی خامنه ای ، در مجلس در نطق پیش از دستور ، عذر خواست از غفلتی که شده بود و قول پیگیری داد.
گیرم همه این ها را فراموش کردیم اما دادگاه عباس عبدی را که نمی توانیم از یاد ببریم. نمی شود یادمان نباشد که عباس عبدی را متهم کردند به نظر سازی و به شش سال حبس محکوم و در دورانی که دیگر از دولت اصلاحات ، خبری نبود و از شور سیاسی ، اثری ، در دادگاه تجدید نظر تبرئه شد. یادمان هست که دوستان کیهان نشین چه کردند با آن اتهامات و آن دادگاه.
این را هم که فراموش کنیم ، پرونده وبلاگ نویسان را که نمی شود. آن همه مصیبت که بر آنان رفت ، آن همه تهمت که بر ایشان زدند ، آن همه خانه عنکبوت که ساختند که یادمان نمی رود.
در این هشت سال که بر ما گذشت ، بسیار دیدیم از این اتفاقات که نوشتم. بسیار دیدیم که موارد اتهامی ( نه موارد جرم ) کسانی را از صدا و سیما در پر بیننده ترین بخش های خبری خواندند و نشر دفاعیات متهم را حتی در نشریه ای هم اجازه نداند. پرونده ملی مذهبی ها را که یادمان هست. بسیار دیدیم پرونده های مجهول اقتصادی را که در آن هشت سال گشوده شد و بحران آفرین شد و بعدها با تبرئه متهمان ، پایان گرفت. پرونده گوشت های آلوده را که یادمان هست.
بسیار بود از این دست که نوشتم و بسیار در خاطر ماند. آن همه نامهربانی و نا شکیبایی و ناجوانمردی در یادمان ماند.
آن همه اتفاق که در این هشت سال افتاد ، در خاطر ما ماند. بگذارید این رویداد هم در یادمان بماند که در وزارت آموزش و پرورش دولت نهم ، سوالاتی طراحی شد و در آن به پیامبر اسلام توهین شد و رگ غیرت کسی به جوش نیامد و کسی فریاد وا اسلاما سرنداد و کسی کفن نپوشید و کسی به خیابان نیامد... بگذارید یادمان بماند.
Posted by مهیار هادی زاده @ 11:10 |